افسانه جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
قرآن ! من شرمنده توام اگر...


قرآن ! من شرمنده توام اگر  از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


قرآن ! من شرمنده توام اگر  ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته ، قرآن ! من شرمنده توام اگر ‌یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق میکند که ترابا طلا نوشته ،‌یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

 

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

 

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

 آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.

عصر غربت شهدا
عصر غربت لاله هاست ، اینجا کسی دیگر از شهیدان نمی گوید  از آنان که تلاطمی هستند در این دنیای سرد و سکوت 

 ما بعد از شما هیچ نکردیم ، چفیه هایتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .

کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود و دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید چرا آلاله آنقدر سرخ است

چرا کسی نپرسید مزار باقری کجاست ؟؟؟

چرا وقتی گفتیم : یک گردان که همگی سربند یا حسین ( ع ) بسته بودند شهید شدند کسی تعجب نکرد

چرا وقتی گفتند : تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید

چرا نمی دانیم شیمایی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است و چطورمی شود یک عمر با درد زیست

نمی دانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!!!

ای شیهدان ما بعد از شما هیچ نکردیم

آن ندای یاحسین ( ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد .

یادتان هست که گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .

ما امانت دار خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذاران کردیم .

یادتان هست هنگامی که گفتید :

رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگویید که بر یاران خمینی ( ره ) چه گذشت

آری بسیجیان و  شهیدان زنده امروز ما می دانیم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید دلهایتان را در سنگرها جا گذاشتید. می دانم که هنوز هم دلهایتان هوای خاکریزهای جنوب را می کند و می دانم که دیگر کسی از بسیج نمی گوید

ولی بدانید که تا شما هستید ما می توانیم از همت بشنویم

و از خاطرات حسین خرازی لذت ببریم

تا شما هستید میدانم که رهبر تنها نیست

و تا شما هستید تنها عشق تنها میاندار این عرصه است ..........

به نقل از سید محمد باقر محمودی

http://www.cloob.com/profile/blog/one/username/dostan_art_2006
نمیدانم از چه بگویم از عشقم  یا از گناهانم .

هوالمحبوب

نمیدانم از چه بگویم از عشقم  یا از گناهانم .از اینکه باید هر روز بیشتر به اونهایی که رفتم سخن بگویم یا از از گناهانی که من رو اسیر خودشون کردند. چقدر دلم میخواست الان ماه رمضان بود تا بهتر میتونستم تنفس کنم. این هوا برایم آلوده هست. مردن در این هوا ننگ هست . خدایا خودت کمکم کن تا به سرمنزل مقصود تو برسم.

سردار جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

ردپای آذرخش

میخواستم از حاج احمدمتوسلیان بگویم ولی نتوانستم . پس به هر کس که اینو میخونه توصیه میکنم که به قدر فهم خودش سعی کنه اونو بشناسه. به قول یکی از دوستان حاج احمد که میگه :حاج احمد تعریف شدنی نیست . حاج احمد رو باید حس کرد .ما چه کرده ایم برای معرفی حاج احمد به مملکتمون به بچه های دانش آموزمون  . بچه های دانش آموز ما متاسفانه الگوهای غربی رو خیلی بیشتر از حاج احمد و حاج همت . رضا چراغی و بروجردی می شناسن و این کوتاهی از ماست .

شهید آوینی : قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. این سخنی هست که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد و تو ای انکه در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته ای  و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت پای به سیاره زمین نهاده ای ناامید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون  توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای ارادت بگشایی و از خود و دل بستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین یا زمان  و لامکان  ولایت  ملحق شوی   و فراتر از زمان و مکان خود را به قافله سال شصت و یکم هجری  برسانی  و  در رکاب امام عشق به شهادت رسی .

دیریست آوازهای من از نغمه ساز تو آغاز می شود و از دوریت  گلواژه های اشک از ابرهای حنجره ام لب باز میکند.

ای گمشده ای دورتر زه خاطرات کودکی

اینک میان جنگل فراق تو این ساز خسته ام دیوانه وار آوازهای بیقراری را بر زین بالهای خاطره ام رم میدهند من میمانم من میمانم با نام تو با یاد تو با روزهای  دیدنت با روز سخت رفتنت و باز می بینمت به روی زلف باد که به دوردست ها خیره گشته ای  و ابرهای سوگوار به روی شانه های تو  سرود گریه ساز کرده اند.

نرو بمان نرو بمان برای روزهای خستگی برای روزهای پرخیال شب بمان برای  روزهای  پر خیال شب بمان .

در ضمن سعی کنید لوح فشرده ردپای آذرخش که به صورت فیلم مستندی از زندگی حاج احمد می باشد را حتما تهیه کرده و ببینید.

منبع : لوح فشرده ردپای آذرخش

شکست حصر آبادان

شکست حصر آبادان

به فرمان امام خمینی (ره)، رزمندگان دلیر اسلام، در عملیاتی سریع و هماهنگ علیه مواضع ارتش اشغالگر عراق، موفق به شکستن حلقه محاصره شهر آبادان شدند. این شهر از ابتدای جنگ تحمیلی به مدت حدود یک سال، در محاصره نیروهای نظامی عراق بود و به خاطر وجود استحکامات متعدد دشمن، شکست محاصره آن بسیار دشوار به نظر می رسید. اما رزمندگان اسلام در عملیات ثامن الائمه با رشادت، این محاصره را شکستند و اولین پیروزی بزرگ خود را در جنگ به ثبت رساندند.

عملیات بزرگ ثامن الائمه با رمز نورانی «نَصر من الله و فتح قریب » در جبهه جنوب شرق و شمال آبادان در شرق رود کارون در وسعت 150 کیلومتر مربع از 5 مهر 1360، با هدف شکست حصر آبادان و با همکاری ارتش و سپاه انجام شد. بدین ترتیب، اولین همکاری سپاه و ارتش در این عملیات و در مقیاس وسیع به منصه ظهور رسید و تحقق یافت.

نتایج عملیات بزرگ ثامن الائمه:

تلفات نیروی دشمن: 1800 نفر اسیر, 1500 تا 2000 نفر کشته و زخمی؛ سایر نتایج: آزاد سازی 150 کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی شامل دو جاده استراتژیک اهواز ـ آبادان ـ ماهشهر ـ آبادان و خروج شهر آبادان از محاصره؛ تجهیزات و امکانات: تانک و نفربر: 90 دستگاه انهدامی و 160 دستگاه اغتنامی، خودرو: 100 دستگاه انهدامی و 150 دستگاه اغتنامی و ....


این روز عزیز مبارک باد.

علی تنهاست.

"...از این دردناکتر ٬ اینکه علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!در میان امتش که همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاریخش را به علی سپرده است ٬ تنهاست.او را همچون یک قهرمان بزرگ ٬ یک معبود و یک الهه میپرستند ٬ اما نمی شناسندش و نمیدانند که کیست؟ دردش‏ چیست؟حرفش چیست؟رنجش چیست و سکوتش چراست؟ در زبان فارسی ما هنوز نهج البلاغه ای که مردم بخوانند وجود ندارد! تنهایی مگر چیست؟ از تئاتر نویسی مانند برشت حداقل ۵ اثر که به فارسی بسیار خوب ترجمه شده می توان نام برد٬ اما هنوز پس از گذشت قرنها سخن علی به زبان فارسی که نسل ما بخواند و بفهمد وجود ندارد٬ و هنوز ملتی که تمام هستی اش را در راه علی نثار کرده از او کلمه ای و سخنی درست نمی شناسد.


 

 این است که علی در اوج ستایشهایی که از او می شود مجهول مانده است.


 

درد علی دو گونه است:یک درد٬دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است.


 

ما تنها بر دردی میگرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس میکند.


 

امّا این درد علی نیست!


 

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است٬ تنهایی است...که ما آنرا نمی شناسیم!


 

باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...


 

 که علی درد شمشیر را احساس نمی کند٬و...ما...


 

 درد علی را احساس نمیکنیم..."

"قسمتی از جزوه علی تنهاست-دکتر علی شریعتی"

التماس دعا
رمضان به سرعت در شتاب است.
هوالمحبوب

از چه بگویم. از درد زمانه یا از قصه تنهایی آدمها. از آرزوهایی که عقیم میمانند یا .... در این میان شتاب رمضان برای اتمام دهه اول خیلی زیاده. چرا  همیشه خوبها آروم میان بی رنگ میمونن و بی صدا میرن.درست مثل ماه  رمضان. چقدر بارها از لذات معنوی ماه  رمضان شنیدیم و هنوز درکش نمیکنیم. مثلا آیا به این فکر کردیم که چرا هی میگن رمضان ماه میهمانی خداست. کدم مهمونی کدوم خونه؟ کدوم یک از ما اینو درک کرده. عزیزی میگفت: میدونید چرا ما لذات معنوی رو درک نمیکنیم. برای اینکه دنیامونو محدود کردیم و محدود زندگی میکنیم. مثل بچه در شکم مادر که هر چه بهش بگن بیرون از شکم مادر خورشید ماه ستارگان شب و روز است یه این همه نعمت هست و اون بعد ها درک میکنه ما هم مثل اونیم. ولی یه تفاوتی با اون  بچه در شکم مادر داریم و اون اینکه اون بچه بعد از درک این دنیا ازش استفاده میکنه  ولی ما بعد از درک همه لذت های معنوی که چه ها  را ازدست دادیم دیگه نمیتونیم ازشون استفاده کنیم.خدا کنه تا آدم نشدیم این دنیا به ما رو نکنه.

والسلام

۱۷ شهریور ۱۳۵۷    (جمعه سیاه)

۱۷شهریور مکرر عاشورا و میدان شهدا مکرر کربلا و شهدای ۱۷شهریور مکرر شهدای کربلا و مخالفان ملت‌ها مکرر یزید و وابستگان او هستند. امام خمینی (ره)


با گسترش دامنه انقلاب و تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف دولت جمشید آموزگار مجبور به استعفا شد و محمدرضا شاه، جعفر شریف امامی را که از سران فراماسونری و 15 سال رییس مجلس سنا بود به قصد کنترل اوضاع ، مأمور تشکیل کابینه جدید کرد. رژیم شاه با این تغییر و تحول و اعلام سیاست آشتی ملی و احترام به روحانیت، سعی داشت اوضاع را کنتر ل کرده و از خشم و نفرت عمومی بکاهد؛ اما، هوشیاری حضرت امام خمینی (ره)‌ باعث شد که ایشان طی پیامی خطاب به ملت ایران نقشه رژیم را رسوا و مردم انقلابی را بیش از پیش آگاه و خروشان نمایند. به این ترتیب در ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ که مصادف با روز عید فطر بود راهپیمایی تاریخی و عظیمی برپا شد. این تظاهرات در روز ۱۶ شهریور ماه بار دیگر تکرار شد و در بین مردم اعلام شد که صبح روز بعد، یعنی ۱۷ شهریور ماه در میدان و خیابان ژاله (شهدا) تجمع صورت خواهد گرفت.
در اولین ساعات جمعه ۱۷ شهریور ماه، رژیم شاه توسط ارتشبد غلامعلی اویسی فرماندار نظامی تهران اعلام حکومت نظامی کرد؛ اما مردم در میدان ژاله (شهدای کنونی)‌ تجمع کردند و ناگهان با دیدن تانک‌ها و زره‌پوش‌های نظامی و مأموران مسلسل به دست حکومت نظامی غافلگیر شدند. مأموران مسلح پس از چند بار اخطار از زمین و هوا جمعیت را ناجوانمردانه هدف رگبار قرار دادند و مردم بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند. عده زیادی از مردم در این روز توسط دژخیمان رژیم به شهادت رسیدند، اما این حادثه نقطه عطفی جهت افزایش خشم و اعتراض عمومی مردم و رسوایی بیش از پیش رژیم گردید و در تاریخ ننگین ستم‌شاهی به عنوان جمعه سیاه و جمعه خونین برای همیشه باقی ماند.

اعجاز ذکر قنوت(ربنا اتنا....)

هوالمحبوب

کسی که هم دنیا را میخواهد و هم آخرت را  قسمت اصلی آیه 201 سوره بقره را بخواند.

التماس دعا.

رمضانی دیگر

بنام خدا

سلام

همیشه انتخاب با خودمون بوده ، راست یا چپ ، دنیا یا آخرت ، و روزه داری یا بی تفاوتی !. چقدر قشنگ خدا گفته : همه چیز را زوج زوج آفریدیم بلکه پند گیرید. از ماه رمضون هم دو جور میشه بهره برد ، میتونی از همه چی دل بکنیو فقط یه خدا نزدیک شی ، و هم میتونی عین بقیه ی آدما یا مثل سالای پیش سه شب گریه کنی و الهی العفو بگی به این امید که خدا از سر تقصیراتت بگذره. این دو راه زمین تا آسمون فرق دارن ، اگه میخوای روش دومو انجام بدی که معلومه آخرش چی میشه ! تا یه مدت داغیو گناهی انجام نمیدی چون تازه طلب استغفار کردی ، اما بعد یه مدت دوباره همه چی یادت میره تا زمانی که شب قدر سال بعد برسه و دوباره بگی الهی العفو !. اما راه اول ، انقدر شیرین و لذت بخشه که نمیشه توصیفش کرد ! ، فقط با یه مثال فرق این دو راهو میگم : میتونی یه تخت سنگ باشی ، یا یه باغ !. خدا بارون رحمتشو فرو میریزه ، جایی که هم باغ وجود داره هم تخت سنگ ، بارونه خدا گرد و خاک روی سنگ رو میشوره ، تخته سنگ پاک پاک میشه ، جوری که انگار تاحالا هیچ وقت گرد و خاکی روش نشسته. اما بعد یه مدت دوباره طوفان میشه و تخت سنگ میره زیر غبار. اما یه باغ وقتی که بارون میباره جوون میگیره ، انگار دوباره زنده میشه ، میشه یه گلستان ، گلستانی که اگه همیشه ازش مراقبت کنی بهت میوه و گلهای تازه میده.حالا میتونی توو این ماه هم نقش یه تخت سنگو بازی کنی و هم یه باغ ، به جفتشون یه اندازه بارون میباره ، اما به نظرت کدومشون بیشتر بهره میبرن؟

پیامبر اکرم (ص) : رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار،ج93،ص342)

ایشالا  روزه و نمازای هممون مغفرت و رحمت خدا رو سبب شه16.gif...

یا حق

دوستان عزیزم منتظرنظرات شمادر وبلاگم هستم!

شاید این جمعه بیاید شاید

ندبه خوانیم تو را هر سحر آدینه تو کدام آینه ای ؟ صل علی آیینه تو کدام آینه ای ، ای شرف الشمس غریب که زد از دوری دیدار تو چشمم پینه از همه آینه ها چشم رها کرده تری می زنند آینه ها سنگ تو را بر سینه لوح محفوظ خدا! آینگی کن یک صبح که جهان پر شده از آتش و کفر و کینه در همه آینه ها نام تو را کاشته ایم ندبه خوانیم تو را هر سحر آدینه. التماس دعا از همه 

آماده گی برای ماه مبارک رمضان

هوالمحبوب

به نیمه های ماه شعبان رسیدیم و من در خودم نشانی از آماده شدن برای ماه عظیم رمضان ندارم چون زنگار گناهان دلم را کثیف کرده است. وقتی میخواهم مناجات شعبانیه را بخوانم تعجب میکنم چون هر دعایی اولش با ذکر و یادآوری شکوه و عظمت خداوند شروع میشود و تقریبا یک سوم دعا اینگونه هست  و در ادامه یادآوری گناهان بنده و نعمت های خدا میشود و در پایان توبه و استغاثه به درگاه خداوند میشود مثا دعای کمیلو.... ولی مناجات شعبانیه فرق میکند جور دیگه ای شروع میشود برای کسان بخصوصی میباشد بله درست است برای کسانی هست که آماده ماه مبارک رمضان هستند. یعنی باید در ماه شعبان آماده باشی نه اینکه چند روز مانده با آخر ماه به فکر ماه رمضان باشی. خدایا من چقدر دارم ضرر و زیان میکنم خودت کمکم کن به حق فاطمه الزهرا س .از همه خوانندگان التماس دعا دارم.

عظمت
خداوند عظیم نیست او عظمت است . خدا مهربان نیست او مهربانی است . خدا عاشق نیست او عشق است. و این عظمت و مهربانی توسط ما فرصت حضور می یابد . وقتی دست ناتوانی را می گیریم و یا با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و درمانده گوش می سپاریم ، گره از کار کسی می گشاییم ، پروردگار مجال حضور بر زمین یافته است. جهان در انتظار ظهور همه ماست. کار خدا خلق انسان بود و رسالت انسان تجلی خداوند بر زمین . انسان نردبانی است که از طریق آن خداوند از فراز آسمان بر زمین گام می نهد . ما عظیم تر از آنی هستیم که می پنداریم. به خاطر داشته هایت به تو تبریک میگم. تو همه چیز داری. همه چیز خوب برای یه زندگی خوب.
onh
بچه بودم فکر می کردم خدا هم شکل ماست ........ مثل من، تو، ما، همه، اونیز موجودی دوپاست
در خیال کوچک خود فکر می کردم خدا ............... پیرمردی مهربان است وبه دستش یک عصاست
مثل آقاجان به چشمش عینکی دارد بزرگ ................ با کلاه وساعتی کهنه که زنجیرش طلاست
یک کت وشلوار می پوشد به رنگ قهوه ای ........... حال وروز جیب هایش هم همیشه روبه راست
فکر می کردم که پیپش را مرتب می کشد ...................... سرفه های او دلیل رعد وبرق ابرهاست
گاهگاهی نسخه می پیچد طبابت می کند ................. مادرم می گفت او هر دردمندی را دواست
فکر می کردم که شبها روی یک تخت بزرگ ................ مثل آدمها ومن در خوابهای خوش رهاست
چندسالی که گذشت از عمر من، فهمیده ام .................... اوحسابش از تمام عالم وآدم جداست
مهربانتر از پدر، مادر،شما،آقابزرگ ...................... اوشبیه هیچ فردی نیست، نه! چون او خداست
پیوند محمدی (ص)

پیوند ، یک پوست است از درخت محمد و آل محمد (ص) . نور را بر می دارند و می چسبانند به بدن های ما. بدن ما چوب است ، این پوست را که می گذارند روی آن ، این چوب جان می گیرد و جوانه می زند . جوانه که زد، گل محمدی می شود. از داخل، بدن من بود، ازبیرون محمد (ص) شد.
آن وقت همه محمدی ها جمع می شوند دور انسان. هرکه بو بکشد، بوی محمد (ص) را استشمام می کند.همه ی مومنین جمع می شوند و دور هم و با همدیگر قاطی می شوند. تازه باغبان هم خودشان هستند. خودشان پیوند می کنند. خودشان ندا کردند.
(( اشهد ان لا الله الا الله ))،(( اشهد ان محمدا رسول الله )) ندا کردند و خودشان را نشان دادند.
کتاب طوبای محبت 2 از مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی

یادی از خادم اهل البیت-جعفر قاسملو
هوالباقی
دیروز مراسم تشییع جنازه یکی از بچه های هیات بود. مرد واقعا نازنینی بود. فکر نمیکنم خنده هایش هیچ گاه از یادم برود. مردی که واقعا دوستش داشتم.هیچگاه شب عاشورای سال 86 یادم نمیره.تا نزدیکی های سحر نشستیم دور هم و با هم از هر دری سخن گفتیم. واقعا حیف شد. خداوند به خانوادش صبر عنایت کنه. امروز مراسم خاک سپاری اونه. آنقدر صبر کردند تا مادر و خواهرش که جزء کاروان راهیان نور بودند برگردند.خدایا راضی هستیم به رضایت.
یاد و نام خادم  امام حسین ع جناب آقای جعفر قاسملو گرامی باد. برایش آیت الکرسی میخوانم.
ان شاالله که الان سر سفره سیدالشهداء به فیض رسیده اند. روانش شاد.
میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع)
هوالمحبوب
میلاد سراسر نور پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) و همچنین امام جعفر صادق (ع) بر همگان مبارک باد.
عملیات غرور آفرین فتح المبین
انا فتحنا لک فتحا مبینا
عملیات فتح المبین
رمز عملیات : یا زهرا(س) یا زهرا(س) یا زهرا(س)
تاریخ : 61/1/2 الی 61/1/10
وسعت منطقه عملیات : 2500کیلومتر
اهداف : آزاد سازی منطقه وسیع غرب شوش و دزفول و جاده اهواز- شوش – اندیمشک و جاده اندیمشک – دهلران و شهرهای شوش ٬ اندیمشک و دزفول از زیر آتش مستقیم دشمن ٬ آزاد سازی سایت 4 و 5 رادار ٬ ارتفاعات میشداغ ٬ شاوریه و ده ها روستا و ...
نتایج : تامین کلیه هدف ها از جمله آزادسازی 2500 کیلومتر مربع از خاک ایران و عقب نشینی دشمن تا پشت رودخانه دویرج و همچنین
الف – تجهیزات منهدم شده دشمن : 18 فروند هواپیما ٬ 3 فروند بالگرد ٬ 361 دستگاه تانک و نفربر ٬ 500 قبضه توپ ٬ 200 خودرو و 30 ماشین آلات مهندسی
ب _ یگان های منهدم شده دشمن : کشته یا مجروح شدن بیش از 25000 تن ٬ اسارت 15000 تن از افراد دشمن و انهدام چهار لشگر.
غنایم : 150 دستگاه تانک ٬ 170 دستگاه نفربر ٬ 500 دستگاه خودرو ٬ 165 قبضه توپ و مقدار زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین و انواع مهمات
یاد دلاور مردان عملیات فتح المبین را گرامی می داریم و بر روح امام (ره) و تمامی شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به خصوص عملیات فتح المبین سلام و صلوات می فرستیم.

یادی از شهیدان
هو المحبوب

ای خدا٬ ما را ببخش به خاطر شاکر نبودنمان

ما را ببخش به خاطر قدردانی نکردن از نعمت هایت

ببخش ما را به خاطر بی اعتنائی به احکام و دستوراتت

ببخش به خاطر فراموش کردن خودمان که چه بودیم وچه شدیم و چه خواهیم شد.

قسمتی از وصیت نامه شهید محمدحسن اصغری نوین فر
تبریک سال نو
این یادداشت رو بعد از تحویل سال نو بخون .باشه


نخون........................................

نخون....................................


نخون ............................................

میگم نخون بچه...................................... :


عیدت مبارک. یادت باشه من اولین نفر بودم که عیدو بهت تبریک گفتم

امام علی ع : هر روز که در آن معصیت خدا نباشد عید است.
من فقط یه گدای گناهکارم.
هوالمحبوب
آخرین ساعات سال 1386 نیز رو به اتمام است و من هنوز در اندیشه زمستانم. انگار آمادگی وارد شدن به بهار را ندارم. اینجا همیشه بهاره ولی دل من همیشه زمستانه . انگار ذوق نوشتن هم تو وجودم رو به اتمام هست.خدایا کمکم کن تا تو را دریابم.
سالی که رو به پایانه سالی پر از خیر و برکت بود ولی من نتونستم پس اندازی داشته باشم.میدونم یه چیزی تو زندگی کم دارم یه عشق دنیوی . بالاخره این یکی را در سال آینده پیدا میکنم.بهار داره به من لبخند میزنه. چه بخواهم و چه نخواهم تا ساعاتی دیگر من در آغوش بهار خواهم بود.بهار نوید روزهای خوب برای من و یک شروع دوباره برای همیشه هست.امیدوارم که در این شروع دوباره بهار بتونم بهاری بیاندیشم.
پس به یاد روزهای خوب برایتان آرزوی صحت سلامتی و توفیق بیش از پیش از خداوند خواستارم . صمیمانه ترین تبریک های من را به مناسبت آغاز سال نو پیشاپیش پذیرا باشید. دوست تان دارم.خداحافظ.
وظیفه ای برای <<ندای وظیفه>>Call of duty 4
هوالمحبوب
چرا کسی درباره بازی های رایانه ای ضد اسلامی و ضد ایرانی موضع نمی گیرد؟
وظیفه ای برای <<ندای وظیفه>>
Call of duty 4 سری چهارم از بازی موفق <<ندای وظیفه>> است که ٬ برای کنسول های play station3 و xbox 360 و همچنین pc عرضه شده است . سری های قبلی این بازی در مورد جنگ جهانی دوم و مبارزه با نازی ها بود ٬ اما تغییر سلیقه مخاطبان شرکت ward infinity را بر آن داشت تا به سراغ سوﮋه ای جدید برود ٬ جنگ عراق ٬ مسلمانان و حمله های هسته ای.
ward infinity شرکتی نوپاست که تنها 4 بازی ارائه کرده است . بازی ندای وظییفه 4 (Call of duty 4) پیش از عرضه در بازارهای جهانی٬ تبلیغات زیادی را در سایت های تخصصی بازی به راه انداخته بود. گرافیک بسیار بالای بازی توجه تمامی بازی بازها را به خود معطوف کرد و از آن به بعد بود که فیلم های تبلیغاتی این بازی تمامی سایت های تخصصی بازی را پر کرده بود و اکثر این سایت ها پیش بینی می کردند که این نسخه از بازی عنوان بهترین بازی سال را از آن خود خواهد کرد.
<<ندای وظیفه4>> چیست؟
داستان این بازی در سایت رسمی بازی چنین آمده است.
((یک ناسیونالیست روسی به نام ((عمران زاخایف )) تصمیم دارد تا سرزمینش را به حالت زمان اتحاد جماهیر شوروی بازگرداند. زاخایف می داند که ایالات متحده به او اجازه چنین کاری را نخواهد داد. بنابراین او طرح کودتایی در خاور میانه را با همکاری متحدش ((الاسد)) می ریزد تا توجه آمریکا را از روسیه به جای دیگر منحرف کند. نیروهای این دو٬ نام مستعار ((چهار سوار)) را برای خود می گزینند. اما نیروهای آمریکایی و انگلیسی تحرکات زاخایف را تحت نظر دارند و از منظور اصلی او مطلع می شوند. در حین جنگ ٬ سلاح اتمی به سرقت رفته از روسیه ٬ بر علیه نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه به کار می رود. این داستان از زبان یک فرمانده جنگ انگلیسی نقل می شود. در این بازی فلاش بکی به 15 سال قبل در چرنوبیل هم زده می شود....
منطقه عملیاتی مرحله اول بازی مکانی در عربستان است که با بزرگ نمائی نقشه منطقه ٬ وارد بازی می شویم. این مرحله از جایی آغاز می شود که نیروهای آمریکایی در عملیاتی به اسارت نیروهای عرب در می آیند و آنها هم با نهایت خشونت و پس از ضرب و شتم بسیار٬ آنها را در صندلی عقب ماشینی جای می دهند. نکته مهمی که در ماشین جلب توجه می کند فشنگی است که از آیینه ماشین آویزان است و به این سمت و آن سمت می رود. محیط منطقه کاملا اسلامی است و دیوارهای گلی و نوشته های عربی روی آن کاملا از یک منطقه عربی حکایت می کند. در حین عبور از خیابان اعرابی را میبینیم که با همدیگر درگیر شده در خیابان ها به کشتار همدیگر مشغولند.
در مراحل نخست بازی متوجه می شویم که طراحان بازی ٬ به عربستان و خطر مسلمانان نیز کفایت نکرده ٬ دامنه بازی را به کشورهای آذربایجان ٬ ازبکستان و پاکستان نیز می کشند ٬ اما از همه جالب تر کشیدن دامنه این جنگ به ایران است. این مرحله در شهری نزدیک مرز ایران و عراق رخ می دهد و نیروهای آمریکا و انگلیس برای عملیاتی به این منطقه می آیند که اسیر حربه ایرانیان می شوند و آن چیزی نیست جز بمب هسته ای.
صحنه انفجار بمب هسته ای و استفاده از آن برای غلبه بر آمریکا و انگلیس نکته ای بود که در تمام تبلیغات این بازی به تصویر کشیده شده بود و تمام بازی بازها در انتظار رسیدن به این مرحله بوده اند. گرچه شاید برخی مصلحت اندیشی ها باعث شد که در این بازی به جای نام ایران در منطقه عملیاتی نام خاورمیانه بیاید اما نشان دادن های مکرر نقشه و علامت های خطر بمب هسته ای جای هیچ شکی را برای هیچ بازی بازی باقی نمی گذارد که این جهنم ٬ ایران است.
ساخت چنین بازی هایی اصلا عجیب نیست. چون آنان دشمن هستند و از تمام نیروی خود برای جنگ با ما استفاده می کنند ٬ اما نکات عجیب این هاست.
1. چندین شرکت توزیع بازی های رایانه ای در کشور همزمان با ارائه بازی در بازارهای اروپا و امریکا نسخه قفل شکسته بازی را با قیمتی اندک عرضه کردند. آیا آنان از مطالب بالا بی خبر بودند؟ البته وقتی پای سود اقتصادی به میان می آید این مورد چندان عجیب نیست.
2. در کلوپ ها و وبلاگ ها ی ایرانی در مورد این بازی هیچ نوشته ای درباره موارد ضد اسلامی و ایرانی این بازی وجود ندارد٬ یعنی از بین این همه بازی باز که این بازی را انجام داده اند هیچ کدام به رگ غیرتشان برنخورده است ؟ البته یادم رفته بگویم که این روزها دفاع از دین و ملیت نوعی تحجر است. بازی است دیگر٬ زیاد سخت نگیریم...
نکته مهم دیگر اینکه در بسیاری از وبلاگ های خارجی ٬ در مورد این بازی بحث شده که آیا این بازی ضد اسلامی است یا خیر و بسیاری از افراد غیر مسلمان در دفاع از اسلام و مسلمانان نوشته هایی دارند ٬ این هم جهت برخوردن به رگ غیرت ما...
3. الحمدلله هیچ نظارتی بر ارائه بازی های رایانه ای در ایران صورت نمی گیرد و اگر هم صورت بگیرد داد و فریاد همه بلند است که دیگر چرا بازی ها را سانسور می کنید. کشورهای بسیاری از ارائه عنوان های خاصی از بازی ها در کشورشان جلوگیری کرده اند. به عنوان مثال ٬ پخش بازی مانیا در ایتالیا ممنوع شد ٬ اما در کشور ما انواع بازی های خشن و مستحجن به راحتی ارائه می شوند.
سخن آخر
از خودمان خوشم می آید ٬ پوستمان خوب کلفت شده است. اصلا انگار اگر خدای نکرده روزی بیاید که به اسلام و مسلمانان و ایرانیان فحش ندهند خواب مان نمی برد. پس خیال مان راحت که اینقدر از این بازی ها ارائه شده یا در نوبت پخش هستند که میتوانیم راحت بخوابیم. شب به خیر.
منبع ماهنامه دانشجویی پرسمان www.porsemam.net

برگشت از سرزمین نور و مشهدالشهداء
هوالمحبوب
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده است می داند ارزش یک ماه را مادری که یک فرزند نارس به دنیا آورده است می داند. ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند. ارزش یک ساعت را قاتلی که در انتظار حکم است می داند. ارزش یک دقیقه را کسی که از قطار جا مانده است می داند و ارزش یک ثانیه را آن کس که از تصادف مرگبار رهیده است می داند. هر لحظه گنجی بزرگ است. آنرا از دست ندهیم. باز به خاطر بیاوریم که زمان به خاطر ما متوقف نمی شود. دیروز به تاریخ پیوست فردا معما و چیستان زندگی ماست و امروز تنها سرمایه حقیقی و درست ماست.
در زندگی خود عنصر زمان را آرام آرام به عنوان یک عنصر مطرود یا مجهول تبدیل کرده ایم. گویی زمان درازی بر ما گذشته و زمانی طولانی نیز بر ما خواهد گذشت و ما در این زمان زندگی می کنیم.
اگر بگوییم وقت زیاد است و همچنان وقت داریم زمانهای کوتاه و نقص ها و کمبودها را می پوشانیم ولی این یک تلقی واقعی نیست. ما در یک زمان بسیار محدود زندگی می کنیم و معلوم نیست کوتاهی ها مداوم باشد و معلوم نیست...ومعلوم نیست.... از الان دل تنگ سفری دوباره به سرزمین نور و مشهد الشهداء هستم و معلوم نیست که دوباره بتوانم و بروم یا نه.
هر چه سعی کردم نتوانستم به صورت جداگانه در خصوص بازدید از مناطق دفاع مقدس حرفی بزنم . فقط یک جمله میتونم بگم ((جبهه های ما جز تکرار عاشورا در کربلایی دگر نبود))
راهیان نور
لحظه شماری
هوالمحبوب
لحظه ها را می شمارم تا آن لحظه مورد نظر زودتر برسد. آری من عازمم. عازم کربلای ایران. واز این میترسم که نتوانم خودم را برسانم. عازم شلمچه -دوکوهه0دهلاویه-فکه-اروند رود-چزابه-نقطه صفر مرزی-هویزه-بستان و...
اه که چقدر غریب است این فکه. ادم همیشه اونجا حس میکنه یه غم عجیبی سراسر وجودشو فراگرفته.
من میخواهم که عاشق باشم. عشق زمینی به آسمانی.یعنی میشه؟ خدایا کمکم کن.